مرتضى مطهري
133
يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )
اذ مقتضى الحكمة و العناية ايصال كل ممكن لغاية اگر گفته شود كه اين برهان همين اندازه دلالت مىكند كه اگر موجودى هويتش اين باشد كه براى غايتى است بايد به غايت خود برسد ، ولى به چه دليل ما مىتوانيم اثبات كنيم كه هويت جهان و انسان چنين است ؟ جواب اين است كه اين مطلب از دو راه اثبات مىشود : از راه انّ يعنى از راه خود جهان و انسان و بالخصوص از راه انسان ، و ديگر از راه ذات حق كه علت اولى است از باب اينكه لازمهء علت تامهء فاعلى اين است كه علت غايى هم باشد و النهايات هى الرجوع الى البدايات . تعريف حكمت : مىشود گفت كه حكمت در انسان عبارت است از ايجادُ فعلٍ لغايته ، و حكمت در ذات بارى كه همان عنايت است عبارت است از ايصال الشىء الى غايته . رجوع شود به [ پاورقى ] صفحهء 138 . اكنون مىگوييم اين آيه مشعر به مقامات و مراتب انسان است كه انسان جنبهء طبيعى و جنبهء ما فوق طبيعى - مثالى و اخروى - دارد كه اگر قرار بود حياتش در همين جهان پايان يابد انسان نبايد انسان آفريده مىشد ، همان جماد و نبات و حيوان براى اين جهان كافى بود . بلكه به بيانى كه در صفحهء 132 كرديم حتى جمادات هم بايد به بدايات خود رجوع كنند . همه وجههء باقى خواهند داشت و همه به حق برمىگردند . چيزى كه هست بازگشت انسان با آنها تفاوت دارد ، هركدام به اسمى برمىگردند . اين آيه مشعر بر اين است كه واقعاً زندگى اين جهان مقدّمى است و مرحله اى است از مراحل قيامت ، درست مانند زندگى كودك در رحم . اين آيه اشعار دارد به مفهوم معاد به شكلى كه امثال صدرا قائل شدهاند كه البته اين است كه انسان براى رجوع به ذات حق آفريده شده است ، عليهذا مايهء قيامت هركس در خود اوست . ه . برخى آيات قرآن مشعر بر اين است كه قيامت هست تا